هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
244
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
« احمد نقادى » از اعراب « اهل سنّت و جماعت » مصر است . چون در آن تجارت دارد و خودش متمول است ، به اين جهات « وكيل قونسولگرى » اين اسكله محول به او است ، و غير از « وكيل قونسولگرى » اين دولت عليّه ، وكالت امورات تبعهء دو دولت ديگر « اتريش » و « پروس » با او است . مرد متديّن [ ى ] ديده شد ، زيرا به ملاحظهء تعصب مذهبى ، حفظ مراتب و اداى حقوق اهالى متبوعه دولت عليّه ايران را به جا نمىآورد . به جاى آنكه رفع تعدّيات خارجه را بكند ، خودش متعدى « 1 » بود . چون حالات او بر همهء مسافرين و همراهان واضح بود ، به همين قدر اكتفا نمود . خلاصه ، باعث توقف اين چند روزه ، اين بود كه « احمد نقادى » تذكرهء مردم را امضا نكرده ، مىگفت : صبر كنيد كه به واپورهاى « 2 » خودم به طرف « جدّه » برويد . بعد از معطّلى زياد معلوم شد كه خودش صاحب كشتى نيست ، دو كشتى مستعمل غيرمرغوب اجاره كرده و حمل آذوقه كرده ، به بنادر فرستاده [ است ] . آخر الامر مردم به ستون آمده ، هركدام به قسمى خلاص شدند . روز يكشنبه ، نهم ماه [ ذى قعده 1296 ه . ق . ] حاكم شهر « سويس » ، « محمد رؤف پاشا » ، ديدنى از جناب « آقا » نمود . مرد كامل و بسيار خليق مهربانى بود . به تقرير خود كه 55 سال سنّ دارم و خدمت سه خديور را نمودهام . جناب « آقا » هم فرداى آن روز ، بازديد نمودند . تعريف اسكلهء سويس شهر « سويس » ، « 3 » يكى از بنادر معتبرهء مملكت « مصر » ، واقع در كنار « بحر احمر » در نزديكى كوه « باتكا » است . بعد از اتصال خط راهآهن از « اسكندريّه » به « سويس » « 4 » و افتتاح « قانال » ما بين دو درياى « احمر » و « ابيض » ، اين شهر روزبهروز معمورتر و بهتر گرديد . باغات و عمارات خوب و مرغوب « فرنگىها » ، زينتافزاى ناظران گرديده [ است ] . عدهء ساكنين آن ، از داخله و خارجه ، قريب به 000 ، 10 نفر مىشود .
--> ( 1 ) . متجاوز ، درازدست ؛ ستمگر ، ستمپيشه ، ظالم . ( 2 ) . در اصل : واپوز ( 3 ) . در اصل : سويش ( 4 ) . در اصل : سويش